ضرورت ایجاد چالش در جامعه امروز مسیحیان!
نقد در دنیای امروز از یک عمل مثبت و سازنده به یک ضرورت انکار ناپذیر بدل گردیده و در همه حوزه های جامعه متمدن وارد شده تا جایی که هر چه در کشورها نقد و چالش نهادینه تر باشد، آن کشور توسعه یافته تر و مدرن تر شمرده می شود.
مقاله ای را که مطالعه می کنید یک تحقیق کتاب مقدسی در خصوص مطلب مورد نظر (نقد) نیست. این مقاله به هیچ وجه قصد ندارد تا با استناد به آیات کلام خدا درست یا از خدا بودن نقد را توجیه کند. نه کلام خدا و نه نقد نیاز به این توجیه ندارند و هر انسان آزاده ای فراسوی مرزهای اعتقادی می پذیرد که نقد، سازنده است.
در فرهنگ پارسی دکتر معین واژه نقد به مفهوم جدا کردن سره از ناسره و یا به عبارتی تمیز دادن خوب از بد بیان شده است. شاید امروزه هنگامی که صحبت از نقد و چالش به میان می آید، بسیاری ناخودآگاه به یاد سیاست می افتند و خبرنگاران داخلی یا بین المللی سمج و چموشی را در ذهنشان تدائی می کنند که مو را از ماست بیرون می کشند. البته واژه نقد مسلما حوزه سیاست را نیز شامل می شود ولی سیاست تنها یکی از حوزه های گستره وسیع و بی انتهای نقد است.
این واژه در جهان پیشینه فراگیری را ندارد و ماحصل یک تجربه تاریخی است که خداوند به مرور زمان به بشر آموخته. از دیدگاه تاریخی بر باور بسیاری یونان باستان زادگاه اصلی نقد و چالش بود که شاید بتوان مجموعه آثار افلاطون را نمونه بارزی از این ادعا دانست. افلاطون در آپولوژی و کریتون و برخی دیگر از آثار خود که شرح زندگی، دفاعیات و مرگ سقراط است به مباحث و نقدهای جانانه سقراط اشاره می کند. سقراط می گوید: اذعان به دانایی عین نادانی است و به همین جهت با بسیاری از واعظین و به ظاهر مصلحان زمانه خویش (سوفیست ها) بحث می کرد و حرف های ایشان را به نقد می کشید تا به آن ها ثابت کند نسبت به واقعیتی که وجود دارد هیچ نمی دانند. خود نیز بر این مهم تاکید کرد که پنداشتم که هیچ نمی دانم. این ها شاید قدیمیترین نسخه هایی باشند که در خصوص نقد در دست جامعه بشری مانده است. به هر حال یونان باستان در این خصوص یک استثای تاریخی است، هرچند مهد دموکراسی دنیا نیز نقد سقراطی را بر نتابید و او را از گردونه روزگار محو کرد.
البته پس از آن، هر از گاهی نقدها و چالش های غیر سیاسی و فرهنگی در غالب ادبیات نوشتاری مطرح شد که نمونه های آن در ادبیات پارسی نیز دیده می شود. و بوده اند ادیبان و فیلسوفانی که نظریات یکدیگر را به چالش می کشیدند که شرح آن در حوصله این مقاله نیست.
کوتاه سخن این که نقد و چالش به شکل امروزی آن از پس از دوران رنسانس قوت گرفت و تا جایی پیشرفت که امروزه به یکی از دغدغه های بشر امروز تبدیل شده است.
نقد در دنیای امروز از یک عمل مثبت و سازنده به یک ضرورت انکار ناپذیر بدل گردیده و در همه حوزه های جامعه متمدن وارد شده تا جایی که هر چه در کشورها نقد و چالش نهادینه تر باشد، آن کشور توسعه یافته تر و مدرن تر شمرده می شود.
مطمئنا همه ما انسان ها از جمله ما مسیحیان باور داریم که کامل نیستیم و تنها ذات بی کران خداوند است که کامل و از هر نقصی مبری است. لذا بر این اساس نقد با هیچ یک از آموزه های کتاب مقدس تناقضی ندارد، چه بسا با روح کلام خدا مانوس است. (که این مبحث نیز نیازمند پژوهشی دیگر است)
نقد باعث می شود اشکالات و نارسایی ها مشخص شوند و تولید کنندگان هر اثری با دریافتن اشکلات خود در جهت بهتر ارائه دادن محصول خود گام بردارند.
صد البته که ما مسیحیان نیز خود را از این قانون، مستثنی نمی دانیم و باید بپذیریم که درتولید بسیاری آثار و نیز انجام برخی مسئولیت هایی که بر گردن مان نهاده شده دچار ضعف هستیم.
پذیرفتن ضعف ها گامی است به سوی بهتر شدن. متاسفانه تا کنون به دلایل مختلف هنوز وقت وارد کردن نقد و چالش در آثار تولید شده از سوی مسیحیان فراهم نشده و به همین جهت مشاهده می شود که بسیاری از کارهای ارائه شده در حوزه های مختلف از جمله هنری و رسانه ای علیرغم وجود قلب های آکنده از شوق خدمت عزیزان به مسیح، در سطح نام بلند و بی کران مسیح نیستند و حتی در بسیاری از موارد ایمانداران را نیز جذب نمی کنند.
باید بپذیریم هر اثری که به نام مسیح ارائه می شود باید از هر نظر بهترین باشد و نمی توان با بیان جمله "مسیح می پوشاند" هر اثری را به نام خداوند به جامعه مسیحی و غیر مسیحی ارائه کرد.
اینجاست که جایگاه نقش نقد و چالش آشکار می شود. نقد و چالش نمی گوید هیچ کاری ارائه نشود بلکه ضعف های کار را با زبانی سازنده و بنا کننده بیان می کند تا کار حرفه ای و فاخری ارائه شود.
به امید این که با فیض مسیح رهایی بخش، این مقاله نقطه سرآغازی بر نهادیه کردن فرهنگ نقد و چالش پذیری در جامعه امروز مسیحیان باشد.
زین پس نقدهایی نسبت به فعالیت های مختلف مسیحیان از جمله آثار هنری و رسانه ای که به نوعی ویترین مسیحیان است را در این جایگاه شاهد خواهید بود.
نگارنده: کوروش کامیار








مطلب بسیار خوبی بود
خداوندمان برکت دهد به شما
حرف دل خیلی از ایمانداران است
انشاءالجیزس روزی همه روشنفکر شویم
امیدوارم مراقب باشید شیطان کار نکند
نظر خود را بنويسيد