خبرنامه
ايميل:

در آشوب شهر - سمیرا

اندازه حروف Decrease font Enlarge font

 

در آشوب شهر گمگشته بودم      راه خانه را گم کرده بودم

 

تو بودی که مرا دیدی 

تو بودی که مرا خواندی

صدایت عاشقانه، کلامت جاودانه


به آرامی مرا خواندی         بلرزاندی وجود من

شدم شایسته عشقت            رها کردی مرا از من

بگفتی گم نکردی ره       تو هستی هر قدم با من

ز فیضت جاودان باشم          بمانی تا ابد با من

 

تو بودی که مرا دیدی 

تو بودی که مرا خواندی

صدایت عاشقانه، کلامت جاودانه


از این پس با صلیبت زنده خواهم بود      کنارت تا ابد پاینده خواهم بود

تو رفتی بر صلیب عشق                    که تا بخشی مرا هستی

صلیبت می کشم بردوش                که هستم وارث هستی

 

تو بودی که مرا دیدی 

تو بودی که مرا خواندی

صدایت عاشقانه، کلامت جاودانه

 

 

سمیرا انصاری

 

 استفاده از آثار هنری بدون اجازه صاحب اثر اکیدا ممنوع است!

 

نظر عمومی هیئت داوران درباره شعر شما
 

شعر با این كه توانسته كمی به مفاهیم معهود و شناخته شده در آیین مسیح نزدیك شود اما استفاده‌ای صرفا سطحی و قدیمی از این مفاهیم كرده و هیچ نگاه و حرف تازه‌ای در آن مشاهده نمی‌شود. تبدیل این شعر به یك ترانه شاید چندان خالی از لطف نباشد. به شرط مفاهیم و نگاهی تازه‌تر.

 

 

 

افزودن بر روي: Add to your del.icio.us | Digg this story

Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):

ahmadreza movaghar در 30/10/2009 07:31:27
avatar
قشنگ و دلنشین. تبریک میگم. امیدوارم همیشه موفق باشید.
Thumbs Up Thumbs Down
0
Nooshin در 27/10/2009 17:08:48
avatar
بسار عالی از این شعر شما برکت گرفتم
Thumbs Up Thumbs Down
0
ایلیا در 25/10/2009 21:36:53
avatar
نمی دونم بخاطر سرود زیبای خواهر مهین بانوست یا واقعا این شعر به دل می نشیند.
من لذت بردم شکر برای وجودتون.
Thumbs Up Thumbs Down
0

نظر خود را بنويسيد comment

لطفا کد امنيتي را وارد کنيد:

  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه چاپي
  • Plain text نسخه ساده
ارزيابي اين خبر
0